فریدون مشیری
انتخاب عکس و متن نویسی: آرش دایمی
انتخاب و متن نویسی عکس از: آرش دایمی

میل به موفقیت به عنوان یکی از انگیزههای جهانشمول آدمی منجر به حرکت و پویایی ما میشود. رقابت بر سر حفظ و تسخیر هرچه بیشتر منابع احتمالا از همان ابتدا، با ما بوده است. با نگاهی به سیر تحول در تمدن، شاهد افزایش و بهبود نسبی سطح رفاه، امنیت و امکانات جنبی زندگی هستیم اما آنچه در این بین هنوز تغییر چندانی نکرده ترسها و نگرانیهایی است که از الگوهای قدیمی خود تبعیت میکنند.
شاید بر اساس تئوری سیستمها بتوان بقای این ترسها و نگرانیها را مطابق با الگوی تاخیر، توجیه نمود. یعنی مدتی طول میکشد که رفتار ما که واکنشی به تهدیدهای محیطی بوده است خود را با شرایط جدید وفق دهد. مانند هنگامی که شیر آب گرم را باز میکنیم و تا رسیدن آب گرم باید دقایقی را منتظر بمانیم.
نگرانیهای تاریخی ذکر شده منجر به شکلگیری و تقویت فرهنگی میشود که میتوان به آن ”فرهنگ گیرندگی“ گفت.
عادت گیرندگی و عادت دهندگی
جوامع سالم و پویا تا حد زیادی نیاز به همدلی، مراعات، اعتماد و امید دارند. این در حالی است که فرهنگ گیرندگی (همه چیز را برای خود خواستن)، با تمرکز بر منافع فردی و در مرکزیت قرار دادن خود و عالم را وسیله و ابزاری برای خوشایند خود پنداشتن، جایی برای توجه و اهمیت به دیگری و ترجیح منافع جمعی باقی نمی گذارد.
موفقیت و مؤثر بودن
موفقیت واقعی با هدف دست یابی به آرامش درونی تنها زمانی حاصل میشود که با اصول اولیهی بشری که در وجدان و خرد جمعی انسانها نقش بسته مغایرت نداشته باشد اصولی مانند مهربانی، دوستی، همدلی، صداقت، صلح و ایثار به معنی اثر گذاری.
از ایثار تا موفقیت
می گویند جهان برای هر کسی معنی خاصی دارد و این برداشت رابطهی مستقیمی با محدودهای در هستی دارد که ما در آن اصطلاحا بازی میکنیم و بازیگر آنیم. به طور مثال محدودهی بازی من در جهان از سطح تعدادی از دوستان، خانواده، برخی از اقوام، تعدادی از همکاران که با آنها برخورد دارم و افرادی از جامعه که در مسیر رفع و رجوع نیازمندیهای شخصی خود با آنها مواجه میشوم فراتر نمیرود.
این سوال مهمی برای من است که اگر خود را در مرکز دایرهای فرض کنم و به ترتیب که از مرکز به سمت محیط این دایره حرکت میکنم، یار، خانواده، اقوام و آشنایان، جامعه و در نهایت هستی یا کائنات را در نظر آورم، منطقهی اثر گذاری من تا چه شعاعی را پوشش میدهد؟؟
دو ویژگی بارز انسانهای مؤثر
1- پویش در جهان امکان: هستی، فضای باز امکاناتی را در اختیار ما قرار داده است که ما به واسطهی پیلههای خودساختهی ذهنی و درگیر بودن با شرایط موجود قادر به مشاهده آنها نیستیم. انسانهای مؤثر با پویش در این فضا، مدام مثلثِ خواستن، دانستن و توانستن خود را گسترش میدهند. خود را خوب و دیگران را نیز خوب میپندارند و برنده برنده میاندیشند.
2- احساس یگانگی: انسانهای مؤثر همه چیز را کامل، هماهنگ و در تمامیت میبینند. هستی را در وحدت و خود را با آن یگانه میپندارند. بین خود، دیگری و جهان هستی فاصلهای نمیبینند. میدانند که همه در یک کل شناوریم و این جدایی و جدابینی ناشی از ذهن قیاسمند و قضاوتگر ماست. به قول مولانا
این دویی اوصاف دیدهی احول است ورنه اول آخر، آخر اول است
نوشته: علی حکم آبادی نقل از نشریه تحول خودمانی شماره۷ (ویژه نامه استفان کاوی)

اساسا عملکردهای بزرگ و عالی محصول یک رؤیا هستند. آنها با یک رؤیا شروع میشوند و استمرار مییابند. برای فرآیند بازآفرینی یک کسب و کار داشتن یک رؤیا ضروری است. ما مواجه با نوع جدیدی از جامعه در آینده هستیم: جامعۀ رویایی. محصولات آینده باید نیازهای دل ما را پاسخ دهند نه فقط عقل ما را. اکنون زمانی است که باید به محصولات خود ارزش عاطفی بیفزائیم.
تام پیترز
ممنون که به وبلاگ متد سر زدین
من کمتر به این وبلاگ می رسم لطفابه سایت و گروه متد مراجعه کنید.
شاد و موفق باشید
هفته گذشته اتفاق های جالبی برام افتاد، اول آشنایی با انجمن یوزپلنگ ایرانی و سفری که به واسطه ی این آشنایی به شهر بافق یزد داشتم و دومین مورد جا موندن از قطار یزد و به دنبال قطار دویدن تا رسیدن به اون بود.
سفری که به مناسبت برگزاری نمایشگاه و همایش فرزندان سرزمین یوزپلنگ در کنار بچه های خونگرم این انجمن که 2سال بر روی پروژه توانمندسازی جوامع محلی منطقه بافق فعالیت آموزشی- ترویجی کرده بودند و یک پروژه فرهنگ سازی عالی رو به سرانجام رسونده بودند. درسهای زیادی رو کنار این دوستان یاد گرفتم، از توجه و اهمیت اونها به رعایت اخلاق زیست محیطی گرفته تا همدلی و کار تیمی عالی که دست به دست هم داده بود تا هم من و هم همه شرکت کنندگان در همایش و نمایشگاه، خصوصا نوجوانها و دانش آموزان منطقه، حس خوبی از این پروژه داشته باشند. ( البته گریه ی خداحافظی چند تا از خانم های انجمن هم مکمل و مصدق گفته های منه). از محمدصادق فرهادی نیا- مدیر انجمن- و بقیه دوستان که مسبب این سفر بودند هم کمال تشکر رو دارم. این آدرس انجمن یوزپلنگ ایرانی: (www.iraniancheetah.org)
مورد دوم جا موندن من از قطار و تکرار کهن الگوی ایرانی دقیقه آخری بود که با یک دقیقه دیرکرد اولین جا موندن زندگیم رو تجربه کردم. حالا این که اول گفتم دویدن دنبال قطار رو باور نکنید منظورم به دنبال قطار رفتن با تاکسی دربستی بود وگرنه اینجا که وسترن و تگزاس با اون قطارهای بی در و پیکر نیست که سرتو بندازی پایین بری تو.
خلاصه دو دل بودم که شب رو در یزد بمونم و فردا برم تهران یا با تاکسی برم دنبال قطار و انتخاب دوم رو کردم. ولی چه انتخابی واقعا که ارزشش رو داشت. توی واگنی مستقر شدم که یکی از بهترین گفتگوهای چند سال اخیر رو با دوستانی جدید تجربه کردم همینجا از مهدی، هاشم، رضا و مجتبی ممنونم که فضایی پر از یادگیری و الهام بخش رو برای من ترتیب دادند. مخصوصا هاشم که روز بعد رو هم باهاش قرار گذاشتم و کلی در مورد ریزه کاری های مدیریت گروه به من کمک کرد، مهدی هم که هر روز یکی دو تا ایده ی عالی رو با من در میون میگذاره.

محمد جعفر مصفا
گروه اینترنتی متد رو با کمک دوستان (آرش٬ مهسا و سامان) روز یکشنبه ۵ اسفند راه انداختیم. برای اطلاع از قصد و برنامه متد٬ نحوه عضویت و همکاری اینجا رو کلیک کنید.
برای دریافت نشریه الکترونیک تحول خودمانی اینجا رو کلیک کنید. برای استفاده از نشریه باید Acrobat Reader 8 رو داشته باشید که می تونید از این آدرس دانلود کنید.
امیدوارم در گروه متد ببینمتون.

من نديدم بيدي سايه اش را بفروشد به زمين
من نديدم دو صنوبر را با هم دشمن
رايگان مي بخشد نارون شاخه خود را به كلاغ
(سهراب سپهري)
برای شناکردن به سمت مخالف جریان رودخانه قدرت و جرات لازم است و الا هر ماهی مرده ای می تواند درجهت جریان آب حرکت کند
ساموئل اسمایلز
امروز پانزدهم دیماه سال جاریست
شاید که آسان باشد گفتن اینکه من کیستم
اما به واقع چگونه؟
از آنروز که ایستادم و به راه افتادم
تا امروز که اینجایم و هنوز ایستاده ام و براه
چه کسی می داند به کجا می خواهد برود؟
. . .
دیشب شب جالبی بود.
ساعت 8 که رسیدم خونه پسر خالم توجهم رو به فیلم ایرانیای که پخش میشد جلب کرد. از اونجایی دیدم که مهندس معماری قرار بود به یک سمینار بره. بعد از برگشتش از سمینار با یک شور و حرارت خاصی داشت اتفاقی که در طول همایش براش افتاده بود رو برای همکارش تعریف میکرد که واقعا آدم رو به صفحه تلوزیون میخ کوب میکرد. داشت نکتهای رو از زبون دبیر همایش مطرح میکرد که به این قرار بود:
اگه فرض کنی تا چند لحظهی دیگه قرار از این دنیا بری چه کاری رو انجام میدی؟ . . .
راز 10/90 را كشف كن. پي بردن به اين راز زندگيت را تغيير خواهد داد.
راز 10/90 باور نكردني است!
تعداد اندكي از مردم از آن با خبرند و آن را در زندگي روزمره به كار ميبرند. هر روز ميليون ها نفر به ناحق از فشارها، مشكلات و رنج هايي در عذابند. اين آدم ها چندان موفق به نظر نميرسند.
. . .
چه کسي ميداند که تو در پيله تنهايي خود تنهايي؟
چه کسي ميداند که تو در حسرت يک روزنه، در فردايي؟
پيله ات را بگشا ...
تو به اندازهي يک پروانه زيبايي
روانپزشکی در ایران باستان:
تخصصهای مختلف دانش پزشکی در ایران باستان و در اوستا پنج بخش می باشد:
. . .
مستند راز
محصول سال 2006 استراليا و آمريكاست كه در مدت زمان يك ساعت و نيم به شيوهي رنگي و با صداي دالبي ديجيتال ساخته شده است. كارگرداني اين مستند را درو هريوت بر عهده دارد. این فیلم تا کنون چهار مرتبه از شبکه چهار در برنامه سینما ماوراء پخش شده استدربارهي فيلم
مستند )راز(، مصاحبه با نويسندگان، فلاسفه و دانشمندان را در دستور كار خود قرار داده است و بحثي عميق را پيرامون قانون جاذبه با آنان مطرح ميكند.
در مستند راز به تماشاگر نشان داده ميشود كه چگونه ميتوان رازي كه در زندگي روزمره هر فردي وجود دارد، آموخت و به كار برد.
اين فيلم مستند از مدت زمان يك فيلم داستاني بهره ميبرد و سعي دارد راز بزرگ جهان را آشكار كند. براي رسيدن به اين هدف فيلم عصرهاي مختلف و كشورهاي گوناگون را در مينوردد. اين راز هر آن چيزي است كه وجود دارد. راز لذت بينهايت، سلامتي، پول، عشق و جواني نامحدود.
به تصوير كشيدن جهان دانشمندان، نويسندگان و فلاسفه پيشگام در اين مستند، راز حيات را كه طي قرنها باعث موفقيت مشاهيري چون افلاطون، نيوتن، بتهوون، شكسپير، انيشتن و غيره شده است را پيش روي بيننده تلويزيوني قرار ميدهد.
خلاصه هایی از مستند راز . . .
- گشاده دست باش (مثل رود)
- باشفقت و مهربان باش (مثل خورشيد)
- اگر کسي اشتباه کرد آن را بپوشان (مثل شب)
- وقتي عصباني شدي خاموش باش (مثل مرگ)
- متواضع باش و کبر نداشته باش (مثل خاک)
- بخشش و عفو داشته باش (مثل دريا)
- اگر مي خواهي ديگران خوب باشند خودت خوب باش (مثل آيينه)
ارتباط بین عشق زمینی و آسمانی
عاشقی گر زین سر و گر زان سر است عاقبت ما را بدان سَر رهبر است
مولانا
الوین تافلر
پوپر
در گفت وگوي تفصيلي اعتماد با دکتر محمود سريع القلم مطرح شد؛ تاریخ ۱۰ آذر ۱۳۸۶
من يکسري خصلت هايي را مطرح مي کنم و فکر مي کنم اينها موانع جدي براي پيشرفت و توسعه هستند. البته قبل از اينکه من اين خصلت ها و متغيرهاي شخصيتي را مطرح کنم، لازم است که چند نکته را در مقدمه عرض کنم. يک نکته اين است که اين خصلت هاي منفي شخصيتي ژنتيک نيستند و اينها قابل اصلاح هستند. يعني اگر ما برنامه ريزي کنيم، آموزش بدهيم، صدا و سيما تبديل به يک نهاد آموزشي در جامعه ما بشود، من اعتقاد دارم که خيلي از اين خصلت ها زير يک دهه قابل اصلاح هستند. نکته دوم اينکه، اين خصلت ها خاص ايرانيان نيست. ملت هاي ديگر هم اين خصلت ها را دارند، ولي در ما غلظتش جدي تر و عميق تر است، تاريخي تر است و براي همين است که اثرگذارتر است و مانع پيشرفت ما مي شود. نکته سوم اينکه وقتي ما يک خصلت فرهنگي و شخصيتي را مطرح مي کنيم، به اين معنا نيست که تمام شهروندان يک جامعه به طور مساوي داراي اين خصلت هستند، بلکه در ميان اعضاي يک جامعه متغير است. اما معدل جامعه را دربرمي گيرد. يعني ما زماني مي گوييم فلان ملت فلان خصلت را دارد که اکثريت آن جامعه به اندازه قابل توجهي از آن خصلت را در شخصيت شان داشته باشند.
ولي تعدادي از اين خصايص را خدمت تان عرض مي کنم که از ديد خودم اينها مانع توسعه است و در کشور ما هم بسيار تاثيرگذار است.
1- نکته اول اينکه کلاً فرهنگ ما فرهنگ رقابتي نيست . . .
|
چه کسم من چه کسم من که بسی وسوسه مندم |
|
گه از آن سوی کشندم گه از این سوی کشندم |
|
ز کشاکش چو کمانم به کف گوش کشانم |
|
قدر از بام درافتد چو در خانه ببندم |
|
مگر استاره چرخم که ز برجی سوی برجی |
|
به نحوسیش بگریم به سعودیش بخندم |
|
به سما و به بروجش به هبوط و به عروجش |
|
نفسی همتک بادم نفسی من هلپندم |
|
نفسی آتش سوزان نفسی سیل گریزان |
|
ز چه اصلم ز چه فصلم به چه بازار خرندم |
دیوان شمس- غزلیات
مرسی از سوده بابت یادآوری و ارسال این شعر
«مارك تواين»
ما موجودات نامحدودی هستیم که فقط بوسیله معیارهای محدود کنندهای که در فکرمان هست، محدود میشویم. Lester Levenson