شعر, چه کسم من

چه کسم من چه کسم من که بسی وسوسه مندم

 

گه از آن سوی کشندم گه از این سوی کشندم

ز کشاکش چو کمانم به کف گوش کشانم

 

قدر از بام درافتد چو در خانه ببندم

مگر استاره چرخم که ز برجی سوی برجی

 

به نحوسیش بگریم به سعودیش بخندم

به سما و به بروجش به هبوط و به عروجش

 

نفسی همتک بادم نفسی من هلپندم

نفسی آتش سوزان نفسی سیل گریزان

 

ز چه اصلم ز چه فصلم به چه بازار خرندم

دیوان شمس- غزلیات

مرسی از سوده بابت یادآوری و ارسال این شعر

جمله: علت مشکلات

 علت بروز مشكلات، ناداني افراد نيست، بلكه بيشتر دانسته هايي است كه حقيقت ندارند.

«مارك تواين»

جمله: معیارهای ما

 

ما موجودات نامحدودی هستیم که فقط بوسیله معیارهای محدود کننده‌ای که در فکرمان هست، محدود می‌شویم.   Lester Levenson

جمله: پرواز

 

آنکه می‌خواهد روزی پريدن بیآموزد، نخست می‌بايد ايستادن، راه رفتن، دويدن و بالارفتن را یاد بگیرد.

پرواز را با پرواز آغاز نمی‌کنند

 

فردريش ويلهلم نيچه

دل در اشکودا

 

دل در اشکودا

برگرفته از کتاب: نقش دل در مدیریت

  

در سال ۱۳۶۸ روزی از نمایشگاه بین‌المللی تهران بازدید می‌کردم که در غرفه کشور چک و در قسمت شرکت اشکودا، متوجه یک فرمول و معادله ظاهراً عاشقانه، اما تبلیغاتی شدم که هم در پیشانی غرفه و هم در زیر تمام صفحات کاتالوگ محصولات به چشم می‌خورد: . . .

 

ادامه نوشته

مگر ما کارگرها

مگر ما کارگرها دل نداریم

برگرفته از کتاب: نقش دل در مدیریت

در سال ۱۳۶۵ در کارخانه تولید سیلندر گاز خانگی در مشهد که مدتی مدیریت آن را بر عهده داشتم، روزی کارگر جوانی از واحد جوشکاری نزد من آمد و چند شعر مرا خواست. با تعجب از سرپرست او پرسیدم محمود اسدی از کجا می‌داند که من اهل شعرم؟ گفت . . .

ادامه نوشته

داستان: عاشقی

 

عاشقی

دوستی بر در خانه‌ی معشوق رفت و در زد.
معشوق گفت: کیستی؟
گفت: منم.
معشوق گفت: برو فرصتی برای چنین ناپخته‌ای ندارم. ناپخته را جز آتش فراق چه چیز دیگری

ادامه نوشته