نکته: تغییری در پارادایم های آموزشی و انسانی در سازمان ها
به واسطه نقشی که به عهده گرفتم و فرصتی که به بهانه آموزشهای سازمانی در اختیار دارم متوجه تغییراتی در جو و فضای سازمان ها شدم که شاید بشود به این شکل بیان کرد:
۱- اکثر سازمان ها خصوصا شرکت های بزرگتر که از سابقه آموزشی طولانی تری برخوردارند (البته نه لزوما همه سازمان های بزرگ) به مقولاتی مانند آموزش اثربخش حساس تر شده و از فضاهای آموزشی که به شکل سطحی و بدلی تکرار می شوند به شکوه درآمده و به دنبال یادگیری هستند. به طبع این تغییر در نگاه٬ دقت بیشتری در انتخاب سرویس دهندگان این نوع خدمات به خرج می دهند.
۲- سازمانهای مذکور که شاید بتوان آنها را سازمانهای هوشمند و یا فرهیخته و یا به زبان خودمانی تر سازمانهای رند نامید با همان پیشینه ای که از آموزش های معمول٬ با سرفصل های ثابت و ساختار مدرس-شاگردی دارند و ناتوانایی این نوع آموزش ها در برآورد انتظارات ایشان به اهمیت استفاده از دوره های آموزشی به شکل کارگاهی و بیشتر با موضوعهای مهارتی و حتی نگرشی پی برده و به دنبال توانمندی های آموزشی ای هستند که بتوانند تجربه های جدیدی را برای سازمان و انسان های شکل دهنده آن خلق کنند.
۳- نابسامانی و افت خیره کننده سطح امید و کاهش کیفیت روحی و روانی جامعه که دامن سازمان ها را نیز به سختی گرفته منجر شده تا برخی از صاحبان صنایع به فکر چاره ای برای این افت انگیزشی افتاده و "بهبود روحیه کارکنان" را به لیست انتظاراتشان از ارائه دهندگان خدمات آموزشی بیافزایند.
۴- توجه سازمان ها به مقوله انسان در کنار سودآوری رو به افزایش است که این خود روزنه امیدی برای فعالین حوزه های انسانی است.
چندی پیش سری به وبلاگ یکی از دوستان که در زمینه مدیریت منابع انسانی می نوشت زدم و در آخرین پست متوجه شدم که او به فعالیت وبلاگ پایان داده که البته برای من هم جای تعجب و توجه داشت. که اساسا مقوله انسان و مدیریت منابع انسانی در ایران با داستانهای عجیب و بعضا دلسردکننده ای روبروست.
نظر شما چیست؟
حرف هایی برای گفتن