شب نوشت (1)
هوا سرد است و مردم به یمن این ماه مبارک به ساعات شبگردیشان افزوده شده و علی رغم پیش بینی ام حومه شهر چندان خلون نیست.
به مزارع و گندمزارها نزدیک میشوم٬ پیامک های دوستان مرا به یاد سالگرد تولدم می اندازد و مدام مرا تکرار میکند. زنگ پیام ها مرا به یاد ناقوس کلیساهایی می اندازد که رخدادی را یادآوری میکنند
سی سالگی
چندی پیش با دوستی می گفتم که انگار انسان با نزدیک شدن به هر یک از دهه های زندگی آگاهی خاصی نسبت به خود٬ زمان٬ زندگی و مرگ پیدا می کند٬ اما نمی دانم چرا امشب حس خودآگاهی خاصی در من پدیدار نگشته است.
سر شب از خواهرم خواستم که اگر می خواهد برای تولدم کادویی تهیه کند٬ یک جعبه مداد شمعی و یک جلد دفتر نقاشی نیاز دارم تا در این فرصتی که به قصد بازسازی برای خود در نظر گرفتم حسابی به کودک درونم حالی داده باشم.
هوا سبک و خنک است و من با شلوارکی به پا سلانه و مسرور از سفر چندهفته ای که از تهران خارج شده ام به پیش می روم٬ به حاشیه شهر٬ در جوار مزارعی که در حال استراحتند٬ چندی پیش محصولات خود را به صاحبان و مالکین خود پس داده اند و اینک به انتظار شروعی مجدد نشسته اند.
ماه کامل سطح زمین را همچون لامپ مهتابی کم مصرف و پرنوری پوشانده.
نزدیک درخت گردوی کهنسالی می شوم٬ از راه کناره می گیرم و خود را به کنار دیوار گلی کوتاهی میرسانم که انگار یادگار مرزبندی گذشتگان بر حریم های خودساخته است.
جوانهای سرخوش هم از کوره راه ها خود را به لابلای مزارع و باغات کشانده اند که از دور صدای اربده و آواز و گاه گپ و گفتشان مرا به خود متوجه می کند.
ترانه ای که امشب ورد زبانم است را با خود تکرار میکنم و گاهی بلند می خوانم:
یاد تو هر جا که هستم با منه٬ داره عمر منو آتیش می زنه
یاد تو هر جا که هستم با منه٬ ...
نمی دانم آن جوانهای آن طرف تر این نواهای عاشقانه مرا به چه تعبیر میکنند؟ آواز٬ عربده یا چیز دیگر
به هر حال همگان حق دارند آنگونه که صلاح می دانند رفتار دیگران را ترجمه و تفسیر کنند دیگر٬ مگر من نمیکنم؟
در راه بازگشت٬ پسر بچه کوچکی را دیدم که از در خانه بیرون آمد و کیسه ذباله کوچکی در دستش٬ گوش به فرمان پدر در حال تجربه اندوزی و مسئولیت پذیری -تحت آموزش پدر- داشت این محموله ی به شدت مهم را در مقر خاص خود قرار می داد٬ و پدر که از تعلیم و تربیت فرزند خود مسرور بود.
و امروز من هم در کنار پدر در حال تجربه اندوزی بودم٬ به یاد کودکی هایم
حرف هایی برای گفتن