شبی مهمان یک خانواده ونزوئلایی
دیشب به مهمانی یک خانواده ونزوئلایی دعوت شدم، به بهانه بازی Amigo Secreto به معنی دوست مخفی. پیشتر هم به دنبال بهانهای برای معاشرت با ونزوئلاییها بودم، بنابراین وقتی دعوت همکارم را شنیدم بدون مکث پذیرفتم. از خوشمشربی و خونگرمی ونزوئلایی ها شنیده بودم، از شادیهای سادهاشان، از خندههای بیدریغشان و از همدلیشان.
امشب شادی را در کنار یک خانواده ساده تجربه کردم. شادی باهمبودن و دلریسه رفتن از کارهایی دمدستی، نمیدانم آیا اگر کمی یا حتی بیشتر از کمی به حافظهام فشار بیاورم آیا سراغ خواهم کرد چنین خاطرات خوشی را، حتی در ایام کودکی؟

بهانهی نشستهای هفتگی این دو خانواده همان بازی "دوست مخفی" است. هر گروه اسم تمام افراد را روی کاغذ نوشته و داخل یک ظرف می ریزند. هر کسی یکی از کاغذها را برداشته و بدون اینکه به کسی نشان دهد دوست مخفی خود را پیدا کرده است! در تمام این مدت چند هفته آخر سال باید برای دوست خود هدیه های کوچکی مثل شکلات یا کارت تبریک بفرستد ولی هیچ ردپایی از خود باقی نگذارد. سپس در آخرین روز سال که زمان هدیه دادن می باشد، در یک جمع شاد دوستانه باید هر کسی حدس بزند که دوست پنهانی اش چه کسی بوده است!

بعد از صرف شام که هزینه شام را همه به صورت مشارکتی پرداخت میکنند (البته بهغیر از مهمانها)، ابتدا یک نفر در چمدان را باز کرده و کادوی نفر اول را جدا میکند و به صاحبش تحویل میدهد و کسی که کادوی اول را گرفته سپس کادوی نفر بعد را انتخاب میکند و به صاحبش تحویل میدهد. این کار تا کادوی نفر آخر ادامه پیدا میکند. این بازی هر هفته انجام میشود تا هفته آخرِ سال، قبل از کریسمس، که یک کادوی ویژه برای افراد در نظر گرفته میشود....

![]()
![]()
![]()
اما نکات بسیار جالب این شبنشینی از این قرارند:
- کادوها بسیار ساده و اغلب شامل مواد خوراکی(هله هوله-Chucheria) هستند که در انتهای بازی همه هدایایشان را بین هم تقسیم میکنند.
- هرکس که کادوی خود را تحویل میگیرد به شکل بسیار باورنکردنی (البته برای ما ایرانیها، شاید هم برای من) سورپرایز میشود و به روشهای مختلف ابراز مسرت میکند.
- این مراسم بدون هیچگونه تشریفات خاص، در عین سادگی و با مشارکت همه برگزار میشود.
- جنبه شوخی میزبانها ستودنی بود، بدون اینکه احساس مسخره کردن/شدن برای کسی پیش بیاید، با یکدیگر میخندیدیم. در کلِ مراسم نه به کسی برخورد و نه کسی آزرده شد و به دل گرفت. در طول مسیر برگشت هم هیچ حرف و حدیثی حتی برای ما ایرانیها وجود نداشت. ما بودیم و حس خوب همدلی...
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
حرف هایی برای گفتن