عقده را بگشاده گیر
درگیری های مدام٬ داد و بیداد و توقع های بیجا٬ کدورت و بعضا نفرت. تقابل پرسنل با هم و با مدیران٬ درگیری مدیران با هم٬ نارضایتی مشتریان . . .
این چشمه ای از کیفیت گذران زندگی من توی کار جدیدمه
دو روز بود که دنبال شعری از مولانا می گشتم که می گه انقدر داریم زور می زنیم تا در کیسه ای رو باز کنیم غافل از اینکه این کیسه ای که انقدر داریم بهش ور میریم چیزی توش نداره و خالیه.
در گشاد عقدهها گشتی تو پیر
عقده چند دگر بگشاده گیر
عقده را بگشاده گیر ای منتهی
عقده سخت است بر کیسه تهی
+ نوشته شده در ۱۳۸۸/۱۱/۱۵ ساعت توسط علی حکم آبادی
|
حرف هایی برای گفتن