همچو کلافی سردرگم به دور مغز من

این قضاوت ها٬ داوری ها٬ سوسه ها

چه موذی و چه چسبان٬ چه نیرنگ و دغلباز.

در پس هر اداعایی پشت هر آسایشی

در کمین اند.

در خفای هر گزاری

در سکوت هر ندایی

چه سرحال و چه قبراغند عادتهای من!

این من چابکسوار و  این توهم٬ این خیال

تا کجا با من بماند و بیاید سایه وار؟

شایدم تا لحظه آخر مراقب بایدم

شایدم یک دم ز دستش من نباشم خوشگوار

وه چه زیرک٬ وه چه موذی٬ وه  چه چسبان

این قضاوتهای من